نصیرالدین طوسی ، ذوفنون تاریخ
ابو جعفر محمد ، معروف به خواجه نصیر الدین طوسی(672- 597 هجری) ، دانشمند و فیلسوف شیعه ی ایرانی ، از بزرگترین ریاضیون و منجمین اسلام بود . به امر ناصرالدین عبدالرحمن ، حکمران اسماعیلی قهستان ، به اَلَموت برده شد و از 654 که الموت به دست مغولان افتاد
، به خدمت هلاکو درآمد . در حمله ی هلاکو به بغداد (656) و برچیدن خلافت عباسی ، همراهش بود . در خدمت او به وزارت رسید و به دستور او ، رصدخانه ی مراغه را بنا نهاد . پس از مرگ هلاکو (663) ، به خدمت پسرش اباقاخان درآمد . شهرت جاویدش ، به علت تحقیقاتی است که در مثلثات کرده و مدارج این علم را نزد مسلمانان در کتاب شکل القطاع ، به اوج رسانده است . تالیفات زیاد دیگری ( اهم آنها 64) ، اکثر به عربی و بعضی به فارسی دارد که در درجه ی اول ، تالیفات ریاضی و نجومی ، بعد در علم کلام (خاصه تجریدالکلام که علامه حلی و ملا عبدالعلی بیرجندی و دیگران شرحش کرده اند) و بالاخره ، شرح آثار فلسفی اقدمین (خاصه شرح اشارات بوعلی سینا) .
دکتر غلامحسین مصاحب در دایره المعارف می نویسد : یکسال پس از تاراج بغداد به دست هلاکوخان ، بنای رصدخانه ی بزرگ مراغه آغاز گردید (657 هجری) که خواجه نصیر ، اداره ی آن را به عهده گرفت و جمعی از منجمین عالی مقام ، در آن کار می کردند و پس از 12 سال زحمت ، زیج فارسی معروف به زیج ایلخانی را تالیف کردند . (لازم به ذکر است که نخستین رصدخانه ی قابل ذکر در اروپا ، 220 سال بعد از اقدام خواجه نصیر ، بوسیله ی رگیومونتانوس در نورنبرگ تاسیس گردید و 333 سال بعد از خواجه ، تیکوبراهه ، رصدخانه ای در جزیره ی ون تاسیس کرد .
محمد مدرسی زنجانی ، در کتاب سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی می نویسد : خواجه نصیر با تدابیر و دوراندیشی توانست هلاکوخان ، فرمانروای مغول را تحت نفوذ خود درآورد . جلو]ی[ خرابی ها را سد کند و گروهی از دانشمندان و علما را از مرگ حتمی نجات بدهد و بزرگان علم و ادب را که از دیار خود آواره شده بودند ، به همکاری دعوت نموده ، در پناه خود بگیرد . وی اختیار اوقاف سراسر حکومت هلاکو را به دست گرفت و عواید آن را صرف تاسیس کتابخانه ، دانشگاه و رصدخانه ی مراغه نمود و به رفاه حال و تامین معاش حکما و دانشمندان اهتمام ورزید و به تجدید حیات و رونق علم ، فلسفه و حکمت موفق گردید . خواجه چنان بر عقل هلاکو ، چیره شد و به پایه ای از اعتماد رسید که هلاکو ، نه سوار می شد و نه فرود می آمد و به هیچ عملی دست نمی زد مگر آنکه خواجه آن را تصویب کند . (ص13) .
قاضی نورالله شوشتری ، درکتاب مجالس المومنین نوشته است که : تقرب خواجه ی طوسی ، نزد هلاکو به جایی رسید که در حرم محترم ایلخان ، محرم گردید و بیگم را در تکلیف به اسلام ، با خود متفق ساخت و ایلخان و بیگم را پنهان از اعیان لشکر به شرف اسلام فایز گردانید و چنانچه مشهور است ، خود ایلخان را ختنه کرد . (همانجا ، ص13)
* صورت و سیرت خواجه ی طوس
وی ، شخصی خوش صورت ، نیک سیرت ، کریم ، بردبار ، خوش محضر ، بافراست ، داهی و متواضع بود . تمام همت خود را صرف اشاعه ی فرهنگ ، تجلیل بزرگان و دستگیری مستمندان می نمود و نسبت به ترویج مذهب شیعه ی اثنی عشری ، علاقه ی زیادی داشته است . رفتن خواجه ی طوس به حِله و زیارت محقق اول در مجلس درس ، نشانه ای از تواضع و تعظیم شعائر مذهبی اوست . خو اجه ی طوس از نفوذ خود نزد هلاکو در استخلاص ابن ابی الحدید ]شارح نهج البلاغه ، اهل تسنن مصری[ و ]عطاملک جوینی، مولف تاریخ جهانگشا[ ، استفاده کرده ، آنها را از مرگ ، نجات داد . درکتاب جامع التواریخ رشیدی و مجالس المومنین ، مذکور است که خواجه ی طوسی وصیت کرد که وی را در جوار امام موسی کاظم (ع) دفن نمایند . یکی از نزدیکان گفت : مناسب آن است که جسد شریف را به نجف اشرف برده ، در آنجا دفن نمایند . خواجه فرمود : مرا شرم آید که در جوار امام موسی کاظم (ع) بمیرم و از آستان او به جای دیگر ، هرچند اشرف باشد ، برده شوم .
مجد همگر در رثای خواجه ، ترکیب بندی سرود با این مطلع :
چه اختری ، چه مُحال است این دروغ که گفت
که شد فرشته ی عرشی و فرش خاکی جفت .
او ، سه پسر داشت به نام های : صدرالدین علی ، اصیل الدین حسن ، فخرالدین احمد . پسر اول ، بعد از مرگ پدر ، جانشین وی شد و از زمان حیات خواجه تا مدتی بعد از فوت او ، ریاست رصدخانه ی مراغه را داشت .
* نظر بزرگان درباره خواجه :
1- بروکلمان آلمانی : مشهورترین علما و مولفین این عصر]عصرخواجه[ ، مطلقا و بدون شک ، نصیرالدین طوسی است .
2- فاضل چلبی ، در مقدمات کشف الظنون ، هنگامی که مولفین معتبر را توصیف می کند ، محقق طوسی را سرسلسله ی آنها قرار می دهد .
3- ابن عبری در کتاب مختصرالدول ، در خصوص دانشمندان طوس ، چنین اظهار می کند : حکیم عظیم الشان فی جمیع فنون الحکمه ... .
4- ابن خلدون در مقدمه ی تاریخ خود می نویسد : امروز ، تمدن در مصر مرتکز است و ما بعد از امام ابن الخطیب و نصیرالدین طوسی ، حمله ی علمی در عجم نمی بینیم .
5- علامه ی حلی ، در اجازه ی کبیره ی بنی زهره ، دانشمند طوسی را از کسانی شمرده که هیچ کس به رتبه ی ایشان در فن مجسطی نرسیده است .
دکتر علی محمد الماسی ، در کتاب تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران ، می نویسد : در مدتی که خواجه در قهستان بود ، قصیده ای برای مستعصم عباسی به بغداد فرستاد و چون اسماعیلیان بر این امر واقف شدند ، او را زیر نظر گرفتند و در مسافرت به الموت ، او را با خود به همراه بردند تا در 654 قلاع اسماعیلیه ، به دست هلاکو گشوده و خواجه آزاد شد . وی در دستگاه مغول ، مقامی نظیر وزارت داشت و در 657 ، به کمک چند منجم دیگر در مراغه ، رصدخانه و کتابخانه ی عظیمی بر پا کرد و به تهیه ی زیج ایلخانی پراخت ... خواجه نصیر از بزرگترین دانشمندان عصر خویش بود و آوازه ی شهرت او در تمام ممالک اسلامی منعکس شد تا آنجا که وی را استاد ابوالبشر خواندند . تالیفات بسیار به عربی و فارسی در حکمت ، کلام ، هندسه ، مثلثات ، علوم طبیعی و هیئت دارد . مهم ترین کتاب فارسی او عبارت است از : اخلاق ناصری و اساس الاقتباس در منطق . (ص351)
* نظریات خواجه در باب تربیت
خواجه نصیرالدین ، نظریات خود را در باب تربیت ، در اخلاق ناصری بیان داشته است که کامل ترین کتاب در حکمت عملی و شامل هر سه قسمت از حکمت عملی است . بعنی تهذیب اخلاق ، سیاست مُدُن و تدبیر منزل . این کتاب در حدود سال 633 تالیف شده و طبق مقدمه ای که خواجه بر آن نگاشته ، در مقاله ی اول ، از کتاب الطهاره ی ابوعلی مسکویه ی رازی و در مقاله ی دوم ، از رساله ی تدابیرالمنازل ابن سینا و در مقاله ی سوم ، از سیاست مدنیه ی فارابی و آداب روزبه (ابن مقفع) و رساله ی افلاطون ، استناد کرده است . منظور از تربیت به عقیده ی خواجه ، درک سعادت است . سعادت به تعریف وی ، عبارت است از حسن حال و طیب عیش و ثنای جمیل و قلت اعدا و کثرت اصدقا و فضلا و ترقی به معالی امور . چون فرزند به دنیا آمد ، باید بدو نامِ نکو داد و به دایه ای که روحا و جسما سالم باشد ، سپرد . زیرا اغلب عادات زشت و بیماری ها ، از راه شیر به کودک سرایت می کند . وقتی از شیر گرفته شد ، باید به تربیت اخلاق او توجه کرد و چنانچه در او ، شرم مشاهده شد ، او را مستعد تربیت دانست .
* برنامه ی تحصیلی ، از دیدگاه خواجه
1- سنن و وظایف دین .
2- بهداشت ، بویژه میانه روی در طعام و کم خوردن گوشت و نیاشامیدن مسکرات .
3- اخلاق نیکو چون راستگویی ، فروتنی ، اطاعت پدر ، مادر، معلم و همچنین نیکی کردن به مردم و سوگند نخوردن .
4- سواد . حفظ کردن اشعاری که از آداب و اخلاق نیکو حکایت کند ، تاریخ و سرگذشت های نیکو .
5 - ورزش و بازی ، به شرطی که تولید درد و رنج نکند .
6- صناعت و علمی .
دکتر حاتم قادری ، در کتاب اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران ، می نویسد : اخلاق ناصری خواجه ، به رغم بهره گیری های اساسی از فارابی و حکمت عملی ارسطو و همچنین ابن مقفع ، در اعصار بعد از خود ، به کتابی پایه و مرجع تبدیل گردید . یکی از مهم ترین اقتباس هایی که از خواجه صورت گرفت ، لوامع الاشراق فی مکارم الاخلاق ، معروف به اخلاق جلالی ، تالیف جلال الدین دوانی (908- 830 قمری) است . دوانی که گرایش های اشراقی گسترده داشت و از سهروردی ، شیخ اشراق متاثر بود ، به درخواست اوزون حسن ، فرمانروای زمانه اش ، به بازنویسی اخلاق ناصری پرداخت ، اما با دیدگاه اشراقی و به زبان فارسی . چهارچوب کتاب اخلاق جلالی ، براساس اخلاق ناصری است ، اما استفاده ی گسترده از آیات ، احادیث و سخنان عرفا ، طرز نگارش خاصی بدان بخشیده است . با این حال باید اذعان داشت که اخلاق ناصری ، جایگاه خود را همچون کتابی کلاسیک ، تثبیت کرده است . (ص181)
* آثار خواجه که در علوم مختلف ، از خود به جای نهاده است :
الف : در باب ریاضی ، 36 اثر از وی به جا مانده است . من جمله : 1- تحریر اقلیدس 2- کتاب المفروضات 3- کُره و استوانه ی ارشمیدس 4- کتاب انعکاس الشعاعات 5- زیج ایلخانی 6- سی فصل در هیئت و معرفت تقویم 7- رساله در حساب ، جبر و مقابله و ... .
ب : در باب اخلاق ، اخلاق ناصری و کتاب اوصاف الاشراف .
ج : در باب تفسیر ، مرحوم مدرس رضوی در صفحه ی 321 شرح حال خواجه نصیر ، تفسیر سه سوره ی اخلاص و معوذتین را که منسوب به محقق طوسی است ، معرفی کرده اند .
د : در باب معدن شناسی ، کتاب تنسوخ نامه ی ایلخانی . در این کتاب ، به معرفی و خاصیت دهها نوع سنگ از جمله زمرد ، یاقوت ، لعل و ... پرداخته است .
ه : در باب تاریخ ، کتاب واقعه ی بغداد (به فارسی) .
و : در باب فقه ، کتاب جواهرالفرایض . دانشمندان بزرگی از جمله شیخ بهایی ، برآن شرح نوشته اند .
ز : در باب جغرافیا ، کتاب ترجمه ی مسالک و ممالک صورالاقالیم تالیف ابوزید سهل بلخی ، به خواجه ی طوسی نسبت داده شده است .
ح : در باب طب ، چهار کتاب از وی جا مانده است . از جمله تعلیقه ای بر قانون ابن سینا .
ط : در باب تعلیم و تربیت ، کتاب آداب المتعلمین .
ی : در باب رمل ، آثاری بدو منسوب است ، همچون رساله در احکام دوازده خانه ی رمل و ... .
ک : دوازده امام ، تبرا نامه ، ادعیه .
ل : در باب ادبی ، فتحنامه که پس از تسخیر بغداد، به امر هلاکو نوشته شد و ... .
م : در باب منطق ، چهار اثر دارد همچون : اساس الاقتباس ، تجرید المنطق و ... .
ن : در باب فلسفه ، حل مشکلات اشارات ابن سینا ، رساله ی اثبات جوهر مفارق و ... .
س : در باب علم کلام ، از خواجه چهار اثر به جای مانده است ، از جمله تجرید العقاید .
ر : در باب اعتقادیه هم از وی آثاری در دست است .
مضافا اینکه مکاتبات و استفتائاتی هم از وی در دست می باشد . رضوان الله تعالی علیه .
* هم از آثار اوست :
1- تنقیح هندسه ی اقلیدس معروف به تحریر اقلیدس .
2- تذکره ی نصیریه در هیئت .
3- تحریرمجسطی .
4- بیست باب در معرفت اسطرلاب.
5- معیارالاشعار در عروض فارسی .
6- رسائلی در مناظره و موسیقی .
_________________________
منابع و مآخذ :
1- دایره المعارف 3جلدی غلامحسین مصاحب .
2- تنسوخ نامه ی ایلخانی ، خواجه نصیرالدین طوسی .
3- اخلاق ناصری ، خواجه نصیرالدین طوسی .
4- سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی ، محمد مدرسی ( زنجانی) .
5- تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران ، دکتر علی محمد الماسی .
6- اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران ، دکتر حاتم قادری .
با سلام و عرض خوش آمد گویی شما به این محیط مجازی ، به اطلاع می رساند که کلیه مقالات و متون مندرج در این وبلاگ قابلیت ترجمه فوری به 36 زبان زنده دنیا را دارا می باشد و فقط کافیست در گوشه سمت چپ پایین بر روی زبان مورد نظر خود کلیک نمایید . استفاده از این مطالب ، با ذکر منبع ، نشانه ی همان اخلاقیاتی است که همگان آرزوی ترویجش را داریم . امید که نامتان از خیل مشتاقان ، فراموش مباد